الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )

22

مواعظ ( فارسى )

از آن جمله : در وقت نگاه به دو گوشهء پائين پاى فرزندش ، در وقت نگاه به فرزندش . از آن جمله : در وقت شنيدن اسمش ، چنان كه فرمود : « ما ذكرت عند مؤمن إلّا بكى و اغتمّ لمصابي » « 1 » . از آن جمله : پس از ورود « عاشورا » ، زيرا كه كسى ائمّهء طاهرين را در آن ايّام خندان نمىديد . گفته‌اند . از آن جمله شمّ تربتش : چنان كه براى جدش اتّفاق افتاد . عن أبي جعفر عليه السّلام قال : كان النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله في بيت أمّ سلمة فقال لها : لا يدخل أحد ، فجاء الحسين عليه السّلام - و هو طفل - فما ملكت معه شيئا حتّى دخل على النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله فدخلت أمّ - سلمة على أثره فإذا الحسين عليه السّلام على صدره و إذا النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله يبكي و إذا في يده شيء يقبّله . فقال النّبيّ صلّى اللّه عليه و آله : يا أمّ سلمة إنّ هذا جبرئيل يخبرني إنّ هذا مقتول و هذه التّربة الّتي يقتل عليها ، فضعيه عندك فإذا صارت دما فقد قتل حبيبي ! » « 2 » .

--> ( 1 ) - المنتخب للطّريحي : 69 . الدّروع الواقية : 75 مع اختلاف . از امام حسين عليه السّلام مرفوعا نقل است كه فرمود : « نام من نزد هيچ مؤمنى برده نشود جز آنكه بگريد و بر مصائب ما محزون گردد » . ( 2 ) - البحار : 44 / 225 / 5 ، از : مجالس شيخ صدوق رحمه اللّه ( مجلس 29 / ح 3 ) مسندا از ابى الجارود از امام باقر عليه السّلام نقل است : « پيغمبر در خانهء امّ سلمه بود و به او سفارش كرد كسى نزد او نيايد ، حسين خردسال بود و نتوانست جلو او را بگيرد تا وارد بر پيغمبر شد ، و امّ سلمه دنبالش رفت و حسين روى سينهء آن حضرت بود و پيغمبر گريه مىكرد و چيزى را در دست خود زير و رو مىساخت ، پيغمبر فرمود : اى امّ سلمه ، اين جبرئيل است كه به من خبر مىدهد كه اين حسين كشته مىشود ، و اين -